تبليغاتX
هستی پنهان
هستی پنهان
حالا من يه گوشه تنهام با يه عكس يادگاري رفتي بي وفا و گفتي كه منو دوسم نداري
بیوگرافی اما واتسون


بیوگرافی اما واتسون

نام :اما واتسون

نام اصلی : اما چارلوت دوئر واتسون

تاریخ تولد : 15 آپریل 1990

محل تولد : آکسفورد ،انگلستان

اماواتسون با ۱۶۵ سانتی متر قد و چشمانی به رنگ قهوه ای تیره در آکسفورد انگلســــتان نزد مادرش زندگی می کند . او دو گربه به نام های دومینو و بابلز دارد.

 

برخی از علایق اما :

اما به بازیگرانی چون برادپیت٬ جان کلیس٬ جولیا رابرتس٬ جنیفر آنیستون و ساندرا بلوک علاقه دارد او از پیتزا و شکلات و نیز از رنگ آبی خوشش می آید. اما از دروس هنر و تاریخ و انگلیسی و همچنین از هاکی روی یخ٬ تنیس و خرید (او به لباسفروشی دی کا ان وا علاقه دارد) خوشش می آید.

واتسون به گیتار و سبک پاپ علاقه دارد. او می گوید: پدرم از بی بی کینگ و التون جان و مادرم از الویس پریسلـی خوشش می آید.

پدر و مادر او از هم جدا شده اند و او اکنون با مادرش زندگی می کند. او قبل از بازی در مجموعه فیلمهای هری پاتر در دراگون (مدرسه او) در تئاترهای بسیاری از جمله: نقش پرستو در پرستو و شاهزاده ٬ آشپز عصبانی در سرزمین عجایب ٬ مورگان لافی در سال های جوانی آرتور و در نقش اصلی شاهزاده خوشحال !

 

|+| نوشته شده توسط فرزاد در سه شنبه دوازدهم خرداد 1388 ساعت 10:25 |

عکس های دیگری از انا واتسون

 

 

 

|+| نوشته شده توسط فرزاد در سه شنبه دوازدهم خرداد 1388 ساعت 10:23 |

اما واتسون وهری
 


اینم از عکس های اما واتسون بازیزگر مشهور هالیوود

اما و رون

 

emma watson3

 

|+| نوشته شده توسط فرزاد در سه شنبه دوازدهم خرداد 1388 ساعت 10:20 |

تنهاي من

تنهايي من

سالها به روي شنهاي خيس ساحل قدم مي زدم

نگاه به افق  دلم را مي لرزاند

گويي در ميان آبها , دورترها چيزي مي خواستم

چند باري در ديروزها رخت بر کندم و تن به دريا زدم

اما هر بار, آنگاه که تا نيم تنه خيس بودم وپاهايم به روي زمين بود

موج هاي سهمگين مرا به عقب مي راند

باز هم من و ساحل و افق

و حسرت تجربه ي آن چيز در آسو

آرام بودم و عاقل

آرام بودم و عاشق  

وهم ديوانه

دريا هم اين بار آرام بود

با خود گفتم ديگر وقتش رسيده

به آسمان نگاه کردم  . . .

عشق آمد

نشانه خواستم

نشان حرکت آمد

بي درنگ با قوتي در قلب   رخت ها را بر کندم و اين بار

اين بار براي دل به دريا زدن.

پشت سرم را نگاه کردم

همه آمده بودند . . .

همه گويي براي بدرقه

گروهي فرياد مي زدند نرو نرو .نمي تواني .غرق مي شوي.مي ميري

گروهي با دستاني گره در هم و چشمهاي خيس برايم دعا مي کردند

گروهي ديگر از پس چهره ي پر از عشقشان کلام اميد را به من هديه کردند

حرکت کردم  

با گام هايي استوار و بدون ترديد

تا زانو در آب بودم , ناگاه موج ها نا آرام شدند , همچون قبل

آنهاي اولي گفتند برگرد  مي گيريمت

نشنيدم

آنگاه تا سينه بيش از هميشه خيس بودم

دريا هر لحظه خشمگين مي شد و طوفاني

به آسمان نگريستم و بر آب دراز کشيدم

دريا مرا در بر گرفت   همچون قطره اي

و حال شنا مي کنم و موج هاي سهمگين به من مي کوبند

راه بازگشتي هم ديگر نيست

براي پرواز

براي سبک بالي   بايد از بندها گسيخت

براي پرواز اول بايد آن چيز را در ميان دريا تجربه مي کردم

و آنگاه  آگاه  پرواز مي کردم

شنا مي کنم  

با قدرت با عشق

يا غرق خواهم شد  يا خواهم رسيد به آن تجربه

گرچه غرق شدن هم تجربه ايست !

اما همچنان نگاهم رو به آسمان است

به آن منبع نور

و اميد به عشق و برکتش

 

|+| نوشته شده توسط فرزاد در پنجشنبه بیست و هفتم فروردین 1388 ساعت 18:12 |

سال نو مبارک
سلام دوستان عزیز

اول سال نو مبارک امیدوارم که سال ۸۸ را با شروعی خوب آغاز کنیدو همچنین این سال را با خوشی و سلامتی به پایان ببرید.

|+| نوشته شده توسط فرزاد در یکشنبه نهم فروردین 1388 ساعت 9:57 |